× پاکت سفارش
جمع کل
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

ارباب و بنده

نویسنده: لیو تالستوی

اما هوای خواب نداشت. دراز کشیده بود و فکر می‌کرد و فکرش فقط در اطراف یک چیز دور می‌زد، که یگانه هدف و معنای زندگی و تنها مایه‌ی دلخوشی و غرورش بود و آن این بود که چه قدر دارایی تاکنون به هم زده است و چه قدر در آینده می‌تواند به‌دست آورد و دیگر آشنایانش چه قدر پول گرد آورده‌اند و می‌آورند و او نیز در آینده از آنها عقب نخواهد ماند و از آنها بیشتر به‌دست خواهد آورد. خرید جنگل گریشکینو برای او اهمیت بسیار داشت. امیدوار بود که با این معامله یکباره شاید ده هزار روبل سود کند و شروع کرد قیمت جنگلی را که پاییز گذشته آمده و درخت‌های دو دسیاتین آن را یک‌یک شمرده بود در ذهن حساب کردن و در دل می‌گفت: «چوبای بلوط برای سرنده‌ی سورتمه جون می‌ده. البته برای تیر و الوار ساختمونم بهتر از اون نمی‌شه. هر دسیاتین به قدر سی ساژنم هیزم برام می‌مونه. یعنی از هر دسیاتین دست‌کم دویست و بیست و پنج روبل دستمو می‌گیره. جنگل روهم پنجاه و شش دسیاتینه، یعنی می‌شه پنجاه و شش تا صدتا و پنجاه و شش تا صدتا و پنجاه و شش تا ده‌ تا و پنجاه و شش تا ده تا و پنجاه و شش تا پنج تا»

صفحه 58


قیمت: (تمام شد)
پاکت خرید
ارباب و بنده
ارباب و بنده

لام

 کشتن مرغ مینا گناه است.

کشتن مرغ مینا گناه است.

داستان دست شکسته‌ی پسربچه‌ای که در آخر به مذمت نژادپرستی و بی‌عدالتی ختم می‌شود. بیشتر بخوان
 آن الفِ غیر منقول

آن الفِ غیر منقول

بورخس از ناممکن‌ها می‌گوید و برای ممکن جلوه دادن آن‌ها روایتی گزارش‌گونه را انتخاب می‌کند. او از نجوم و ریاضیات بهره می‌گیرد و افسانه‌های تاریخی را از تمامِ جهان احضار می‌کند تا به‌وسیله‌ی افسانه‌ها و نمادها به وصفِ اتفاقات بپردازد؛ اتفاقاتی که به خودیِ خود وصف‌ناشدنی به نظر می‌آیند. بیشتر بخوان
 آقایان، ایوان ایلیچ مُرده!

آقایان، ایوان ایلیچ مُرده!

«ایوان در زبان روسی همان John (یحیی) است، و جان در زبان عبری یعنی خدا خوب است، خدا رحمان است. می‌دانم که غیرروسی‌زبانان دشوار می‌توانند نام پدری او یعنی ایلیچ را تلفظ کنند، که یعنی پسر ایلیا، که گونه‌ی روسی نام الیاس یا الیاه است که اتفاقاً در زبان عبری یعنی یهوه خداست. ایلیا نامی بسیار معمول در روسی است که شبیه ilya فرانسه تلفظ می‌شود؛ و ایلیچ هم ایل-ایچ تلفظ می‌شود –illها (زیان‌ها) و itchها (خارخارها)ی زندگی فانی.» بیشتر بخوان
 هیاهو، نجواها، همهمه و کمی غبار

هیاهو، نجواها، همهمه و کمی غبار

همه‌چیز از آن‌جا آغاز می‌شود که خوآن پرثیادو، راوی داستان، به‌خاطر قولی که به مادرش داده است، مجبور به رفتن به کومالا می‌شود. مادرش در آستانه‌ی مرگ به او گفته بود که پدر خوآن آن‌جا زندگی می‌کند و اسمش پدرو پارامو است. او به دنبال پدر خویش می‌رود تا حق خود را از او باز پس بگیرد؛ تا پدر تاوان از یاد بردنشان را بدهد. روایت راوی نه از خاطره‌ای در گذشته، بلکه در زمان حال اتفاق می‌افتد. او از دل کومالا با من سخن می‌گوید. در مسیر رسیدن به کومالا، او نجواها و زمزمه‌های اشباحی را که در اطرافش سرگردانند می‌شنود امّا این مطلب را زمانی برایمان شرح می‌دهد که خود او نیز به حلقه‌ی آن‌ها پیوسته است. بیشتر بخوان

لام

 مترجم دردها

مترجم دردها

17,500 تومان
 به آواز باد گوش بسپار

به آواز باد گوش بسپار

28,000 تومان
 عزاداران بیل

عزاداران بیل

30,000 تومان
 برادران سیسترز

برادران سیسترز

25,000 تومان