کتاب من او را دوست داشتم | نشر آوای چکامه

نویسنده: آنا گاوالدا

همه چیز رو می‌دونست. اینکه پای یک زن جوون‌تر درمیونه. می‌دونست چقدر طول کشیده و فهمیده بود که چرا اون موقع همیشه از خونه دور بودم. دیگه نمی‌تونست تحمل کنه. من یک هیولا بودم. آیا حقش بود این همه تحقیر بشه؟ آیا حقش بود این طوری باهاش رفتار بشه؟ مثل یک کلفت آشپزخونه؟ اولش یک جور دیگه به قضیه نگاه کرده بود. به چیزی مشکوک شده بود، اما به من اطمینان داشت. فکر می‌کرد فقط یکی از همون ماجراجویی‌های معمولیه، یک هیجان، نیاز به اغوا کردن، چیزی که باعث تقویت مردانگی می‌شه، ‌و بعدشم کارم بود. کارم که بسیار خسته‌کننده و سخت بود و اونم سرش با مرتب کردن خونه جدید گرم بود. نمی‌تونست در آن واحد همه چیز رو مدیریت کنه. نمی‌تونست با هر آتشی مبارزه کنه! اون به من اطمینان کرده بود! اون موقع من بدرفتاری می‌کردم و اون یک جور دیگه به ماجرا نگاه کرده بود. اما حالا، حالا دیگه نمی‌تونست تحمل کنه. نه، دیگه نمی‌تونست منو تحمل کنه. خودخواهیم، لحن تحقیرآمیزم، طرز برخوردم.

صفحه 90 نشر آوای چکامه


متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب من او را دوست داشتم | نشر آوای چکامه

متاسفانه این کتاب موجود نیست

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

زیستن مانند بره‌ی گمشده‌ی عیسی

مروری بر کتاب برف سیاه نوشته‌ی میخائیل بولگاکف

تو را دوست دارم

بخشی از کتاب «تو را دوست دارم چون نان و نمک» اثر ناظم حكمت

با مادران خودشیفته‌ی رمان‌ها آشنا شوید

اختلال شخصیت خودشیفته

کتاب های پیشنهادی