کتاب گرسنگی
طی دورۀ دبیرستان با وجود آنکه اغلب خاموش و عبوس در دفتر مشاور مینشستم، به رواندرمانی ادامه دادم. پیشرفت چندانی نکردم، اما این فضایی بود که میتوانستم از فشار اجبار برای گرفتن نمرات خوب، در مدرسهای که خصمانه سختگیر بود، بگریزم. میتوانستم از خودم، نوجوانی که محبوب نیست و دستوپاچلفتی و به شدت تنهاست بگریزم. میتوانستم از فرزند مأیوسکنندهای که بودم بگریزم.
صفخه 77
نگاه زنانه به سیاست، نابرابری عدالتی و عشق
مروری بر کتاب شمال و جنوب نوشتهی الیزابت گسکل
سفری به دنیای پنهان احساسات با فین و پدربزرگ
معرفی کتاب کودک آن زیر چه خبر است؟ نوشته کوری دورفلد
«هوش مصنوعی در دستکاری احساسات خیلی خوب خواهد شد.»
مصاحبه با کازوئو ایشی گورو، در بیستمین سالگرد انتشار رمان هرگز مرا رها نکن