کتاب کمال تعجب
قبل از خرید کتاب کمال تعجب بخوانید
یادداشت
خاطرات کمال تعجب نام ستونی در روزنامه آسیا بود که در آن عمران صلاحی خاطرات طنز آمیز خود را از دوستان اهل ادبیات با نام مستعار کمال تعجب می نوشت.
این ستون در خردادماه سال ۸۴ به پیشنهاد و با تشویق های نویسنده پیشکسوت حمید دهقان و دوست و هنرمند بزرگوار اردشیر
رستمی و حمایت های روزنامه نگار حرفه ای و با سابقه ایرج جمشیدی در روزنامه آسیا پایه ریزی شد و تا آخر دی ماه همان سال که آخرین شماره روزنامه منتشر شد ادامه داشت.
عمران صلاحی به پشتوانه چهل - پنجاه سال فعالیت مطبوعاتی در هر شماره روزنامه چهار - پنج خط از خاطرات خود با هنرمندان و دوستان اهل قلم را نقل کرد تا این قطعات کوتاه و طنز آمیز نشان دهنده تکه هایی از تاریخ ادبیات معاصر ایران باشد.
قسمتی از یادداشت یاشار صلاحی
جملات کتاب کمال تعجب
مفتون امینی می گفت در تبریز روی تابلوی مغازه ای دیدم نوشته اند:«فروشگاه زهر».اتفاقا باغچه منزلمان احتیاج به سمپاشی داشت. رفتم توی مغازه ومقداری سم خواستم.
فروشنده نگاهی به سراپایم انداخت و گفت:«غریبه ای؟»
گفتم:«نه، چه طور مگه؟»
گفت:« مگر نمیبینی اینجا فروشگاه لوازم خانگی است.»
صفحه149