
کتاب شهر شیشه ای
هیچ چیز واقعیتر از قضیه از یک شماره تلفن اشتباه شروع شد. نیمه شب بود که تلفن سه بار زنگ زد و صدای آن طرف خط کسی را خواست که او نبود. بعدها که هوش و حواسش سر جایش آمد و توانست به چیزهایی که سرش آمده فکر کند، فهمید که شانس نیست. هر چند این هم مدتها بعد معلوم شد. اوایل فقط این رخداد و عواقب آن در کار بود. مهم نیست که ممکن بود طور دیگری هم باشد یا همه چیز با اولین کلماتی که از دهان آن غریبه بیرون میآمد از قبل مشخص شده بود. اصل خود داستان است و اینکه معنی در کار باشد یا نباشد، اصلا ربطی به روایت آن ندارد.
صفحه ۱۲


عالی


چرا کتاب «درگیریهای جهانی» برای کودکان مهم است؟
معرفی کتاب کودک درگیریهای جهانی نوشتهی لوییس اسپیلزبری

چگونه زنان پیشرو تاریخ ایران را تغییر دادند؟
معرفی کتاب زنان پیشرو (داستانهایی برای دختران ایران) نوشتهی الهام نظری و گلچهره سهراب

عشق تو را بدل به فریادی میکنم
معرفی کتاب اورلیا/سیلوی نوشتهی ژرار دو نروال
عالی