
کتاب سوء ظن
1 عدد
پزشک که پیرمرد را تنها گذاشت، پیرمرد مدتی طولانی بیحرکت در بستر دراز کشید. سوءظنش تأیید شده بود اما آنچه که میبایست اکنون سبب رضایتش شود، به وحشتش میانداخت. متوجه شده بود که درست حساب کرده، اما اشتباه عمل کرده بود. ناتوانی جسم را بیش از همیشه حس میکرد. شش روز از دست داده بود، شش روز وحشتناک را که نسبت به آن هیچ آگاهیای نداشت. امن برگر خبر داشت که چه کسی در پیاش است و ضربه را زده بود.
بالاخره خواهر کلری با قهوه و نان آمد و پیرمرد در جا نشست، آوردهها را با لجبازی، اما دودل، خورد و نوشید، مصمم تا به ضعفش حمله کند، و غلبه.
صفحه ۱۲۲



گفتن از آتوسا مشفق را از کجا شروع کنیم؟
بررسی آثار آتوسا مشفق: از رمان آیلین تا لاپوونا

کدام رمان یا زندگینامه مرا آمادهی مادر شدن میکند؟
فرانچسکا سگال زندگینامه و رمانهایی دربارهی تجربهی مادر شدن معرفی میکند

من از مخلوق خویش ترسیدم
معرفی کتاب حدیث شطرنج و آخرین روزهای سیسرو نوشتهی اشتفان سوایگ