
کتاب زن چپ دست
غروب شده بود. زن و کودک پای تلویزیون نشسته بودند. بالاخره کودک از جا پرید و دستگاه را خاموش کرد.زن که متعجب شده بود، گفت:«خیلی ممنون، واقعا!» و چشمانش را مالید.
زنگ در به صدا در آمد، کودک رف دم در و زن مثل آدمهای گیج بلند شد. در را که باز کردند آقای ناشر سریع آمد داخل. مردی درشت هیکل و در عین حال اندکی ناآرام بود که پنجاهسالی داشت.حرف که میزد مدام به طرف مقابل نزدیکتر میشد و کمی لهجه میگرفت.
صفحه 36



در میانهی راه
مروری بر کتاب میانسالی نوشتهی کریستوفر همیلتن

تضاد هویت و توتالیتاریسم در رمان 1979
معرفی کتاب 1979 نوشتهی کریستیان کراخت

تو همانی که امشب در رؤیا خواهم دیدش
یادداشتی بر کتاب «تو مثل من فردا دنیا آمدی: نامهنگاریها (۱۹۲۲-۱۹۳۶)، نویسندگان: مارینا تسوتایوا، بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه»