
کتاب درد قهوه
1 عدد
دوران کودکی و نوجوانیم در ذهنم زنده بود، اما من بزرگ شده بودم و دیگر آدمی نبودم که به زنی غریبه اعتماد نمی کرد و باید با شناخت قبلی رابطه برقرار می کرد و لذت م برد و رنج می کشید. دست تقدیر روزهای خاصی را برای هر نوع زندگی معنا می کند و سهم من، روزهایی بود متزلزل. زمان حال هر لحظه مرا بیشتر تسخیر می کرد. گذشته ام،به جای آنکه یار شاطر باشد بار خاطر بود. آینده ام اما روزهایی در راه.



به راستی شاید تمامی اینها یک خواب باشد
معرفی نمایشنامهی خوابنامه نوشتهی محمد چرمشیر

الکسیویچ دنیا را میشنود و میبیند
مروری بر زندگی و آثار سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ، برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۵

زندگی در سایه جنگ: روایت یک خانواده از امید و ناامیدی
معرفی نمایشنامهی این نسل خوشبخت نوشتهی نوئل کاورد