
کتاب خشم و ناتوانی: داستان کوتاه جهان
1 عدد
جز صدای زوزه سگش چیزی نمیشنید. سگش بر مرگ او میگریست. میتوانست تصوّر کند که سگ نگون بخت چه حال و روزی دارد گفت: «دوست بیچاره!» و اشکی از سر مهر بر گوشه چشمش نشست. این دانه اشک، تنها چیزی بود که او را تسکین داد. خسته و کوفته و گرسنه بود ولی چیزی برای خوردن نداشت! بالاخره به پشت برگشت و در حالی که تکان میخورد پاهایش را جمع کرد و سعی نمود تابوت را بشکند، پس با خشم گفت: «برخلاف میل ،تو از اینجا خارج خواهم شد، برخلاف اراده تو زندگی خواهم کرد.»
پشت جلد



کدام رمان یا زندگینامه مرا آمادهی مادر شدن میکند؟
فرانچسکا سگال زندگینامه و رمانهایی دربارهی تجربهی مادر شدن معرفی میکند

جادهای به سوی روشنبینی
بیوگرافی رابرت پیرسیگ، نویسندهی کتاب ذن و هنر نگهداری موتور سیکلت

خود راه بگویدت که چون باید رفت
مروری بر کتاب و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد نوشتهی مهزاد الیاسی بختیاری