
کتاب خاطرات پسر بچه ی شصت ساله (جلد دوم)
تلویزیون موسیر
دیگر ما هیچ شبی مهمان شنونده رادیو نداشتیم. فقط خودمان داستانهای شب را گوش میدادیم تخمه هندوانههایی را که عزیز با گلپر بو داده بود، میخوردیم و آخر هم با آهنگ لالایی میخوابیدیم. عزیز هم مثل گذشته تفالههای چایی را چندین بار جلو همسایهها در باغچه نمیریخت تا نشان بدهد چه قدر جایی دم کرده. و تمام محل رادیو داشتند. هرکس چای خودش را میخورد و داستان شب را از رادیو خودش گوش میداد.
صفحه ۲۰



عموجان رافائله آقای خواستگار را دنبال میکند!
مروری بر کتاب «عروسک فرنگی» نوشتهی آلبا دسس پدس

موسم مرگ میرسد...
معرفی کتاب مرگ به وقت بهار نوشتهی مرسه رودوردا

تو همانی که امشب در رؤیا خواهم دیدش
یادداشتی بر کتاب «تو مثل من فردا دنیا آمدی: نامهنگاریها (۱۹۲۲-۱۹۳۶)، نویسندگان: مارینا تسوتایوا، بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه»