
کتاب امید علیه امید
1 عدد
زمانی در کشور ما آدمهای بسیار مهربانی زندگی میکردند، و حتا آدمهای نامهربان هم وانمود به مهربانی میکردند زیرا مهربان بودن بهترین کار ممکن بود. اما این نوع ظاهرسازیها منشا دورویی و تزویر انگاشته شد. اگر ادبیات واقعگرای روسیه در اواخر قرن نوزدهم را مطالعه کرده باشید، متوجه میشوید با چه شدت و حدتی ظاهرسازی و دورویی محکوم شده است. نتیجه ناخواسته چنین نوشتههای انتقادیای ناپدید شدن آدمهای مهربان بود. دلیلش هم این است که مهربانی خصوصیت مادرزادی نیست – مهربانی خصوصیتی اکتسابی است که تنها زمانی رخ مینماید که طالب داشته باشد. برای نسل ما، مهربانی خصوصیت گمشده و دِمُدهای بود، و مهربانی و مهربانان همانقدر منقرض شده بودند که ماموتها. همه آن اتفاقهایی که در دوران حیاتمان دیدیم – سلب مالکیت کولاکها، جنگ طبقاتی، «لو دادن» مداوم آدمها، کنجکاوی برای یافتن انگیزههای پنهانی در پشت هر عملی – به ما آموخت که هر کاری که دلمان میخواهد بکنیم بجز مهربانی.
صفحه 229

