داستانی بدون یک نقطه

معرفی کتاب روز و شب نوشته‌ی یون فوسه

آیسان آب کراران

شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴

(7 نفر) 5.0

یون فوسه

به‌راستی که در آخر، زندگی هیچ نقطه‌ای ندارد. چه پایانی را می‌توان برایش قائل بود؟ ما نقطه را وقتی می‌گذاریم که از تمام شدن جمله مطمئن باشیم. اما اگر روزی، در کنار بهترین دوستمان در اقیانوس شناور باشیم، وقتی که دریا و آسمان پیوند خورده‌اند و به سمت جایی برویم که هر چیزی که دوستش داریم آنجاست و از هرچه که متنفریم خبری نیست، آیا می‌توان نقطه‌ای را برای پایان در نظر گرفت؟ روزها و شب‌ها در پس هم می‌گذرند و نقطه‌ی آغاز و پایان را به سختی می‌توان یافت. بی‌دلیل نیست که شمار روزها از دستمان در می‌رود و گاهی فراموش می‌کنیم چند روز است که زنده‌ایم! متنی بدون یک نقطه! روز و شب درباره‌ی آغاز و پایان یک زندگی است. ما شاهد تولد و مرگ یک انسانیم.

داستان در دو بخش روایت می‌شود. بخش اول روز تولد یوهانس است که واگویه‌های اولای پدر او، ما را در پس داستان و پیچ و تاب وقایع می‌کشاند. دلهره‌ی تولد یک نوزاد. کودکی از آبستن پا بر زمین می‌گذارد که ماهیگیر بشود و نام پدربزرگش را زنده کند. در این بخش اصوات به کلمه تبدیل می‌شوند و لحظه‌ی تولد مکتوب شده است.

آنی همه‌جا سیاه شد و سرخی، نرمی، اصوات و تپش‌های منظم آه آه اِه آه آه آه و بعد آه اُه آه اِه آه اِه آه و بعد غرش آه و جوشش آه از همان جویبار ازلی و بعد نوسان‌های مکرر و حرکت‌های مواج ای آه اِه آه ای اِه آه اِه و آب اِه آه اِه اُه آه و بله همه‌چیز اُه اُه آه نرم بود اُه، بعد همان صداها، همان صداهای وحشتناک و فشارها و اصوات آه آه و سرمای نافذ آه آه ای و استخوان‌سوز و دردهایی که می‌آمدند آه و می‌رفتند، آه و همه بلاهایی که به سرت می‌آمد آخ دست‌ها، آخ پاها، همه‌چیز آخ انگشت‌ها و آن به خود آه آه پیچیدن‌ها و تمام آن آه آه و جریان آرام آب و...

روز و شب | یون فوسه

بخش دوم داستان، بعد از ویرگول

این رمان هیچ نقطه‌ای ندارد و آغاز و پایانش در قبل و بعد از یک ویرگول بزرگ خلاصه می‌شود. این مکث همان زندگی با تمام رویدادهایش است. در بخش دوم این داستان تقریباً هیچ اتفاقی نمی‌افتد. هرچیزی که سر راهمان قرار می‌گیرد و با آن روبه‌رو می‌شویم چندی قبل رخ داده است. پیتر قبلاً مرده است، ارنا ، خانم پترسن و حتی یوهانس هم مرده است. ما این‌جا شاهد قبول کردن مرگ توسط یوهانسیم. جایی که برعکس تولد هیچ صدایی هم ایجاد نمی‌شود و زبان یک فرد مرده را تنها با کلمات باز می‌کنیم. اگر راستش را بخواهید سکوت در داستان نقشی اساسی‌ دارد. کمتر کلماتی از دهان انسان‌ها خارج می‌شود اما مکالمات زیادی شکل می‌گیرند. یوهانس می‌داند پیتر مرده است، اما با او طوری برخورد می‌کند که انگار حضورش امری عادی است. می‌داند پترسن مرده است اما برایش خرچنگ می‌برند و وقتی دیر می‌کند، برایش یک پاکت می‌گذارند و می‌روند. خوب می‌داند ارنا مرده است اما از حضورش در خانه غافلگیر نمی‌شود بلکه قلبش گرم می‌شود. احتمالاً چون بدون حضور او ـهرچه چراغ‌های بیشتری روشن می‌گذاشت، فضا تاریک‌تر و خانه سردتر می‌شدـ یوهانس هر لحظه بیشتر در قایق، اقیانوس، عزیزان رفته و در حقیقت، هر لحظه بیشتر در مرگ فرو می‌رود. از همان راهی که آمده بود این جهان را ترک می‌کند و در آب آرام می‌رود.

نویسنده‌ای قهار

یون فوسه نویسنده‌ی تقریباً پرکاری است که در قالب‌های مختلف ادبی خود را سنجیده است. او رهروی هنریک ایبسن است و بعد از ایبسن به‌عنوان یکی از نمایشنامه‌نویسان بنام نروژی از فوسه یاد می‌شود. جایزه‌ی نوبل ادبیات دو هزار و بیست‌وسه هم به این نویسنده تعلق گرفته است.

 

دیدگاه ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

مکافات پشت مکافات

مکافات پشت مکافات

مروری بر کتاب فقط یک طاعون ساده نوشته‌ی لودمیلا اولیتسکایا

بابا، از تبارمان برایم بگو

بابا، از تبارمان برایم بگو

معرفی کتاب من فلوجه را به یاد می‌آورم نوشته‌ی فرات العانی

یون فوسه برنده‌ی جایزه‌ی نوبل 2023 شد

یون فوسه برنده‌ی جایزه‌ی نوبل 2023 شد

آثار یون فوسه، برنده نوبل ادبیات 2023

کتاب های پیشنهادی