
خواندن کتابهایی که قهرمان اصلی آنها زنان هستند به مخاطبان کمک میکند تا بدانند جهان از نگاه زنان چه شکلی است؟
تا بدانند چه سختیهایی در مقابل آنها است و چه چالشهایی را باید بگذرانند تا به آنچه حق طبیعی و مدنی آنهاست برسند.
در اغلب کتابها نابرابری جنسیتی بسیار واضح شرح داده شده است، پس گفتگوها و کلیشههای مرسوم جهانی در داستان به مخاطب یادآوری میکند که هنوز چه اندازه از صلح و برابری دور هستیم.
مخاطب با خواندن داستانها از زاویهی دیگری به موضوعات نگاه میکند. به فکر فرو میرود و شاید لحظهای به فکر تغییر قوانینی که سادهترین حقوق انسانی را صرفاً بابت جنسیت زیر سؤال برده بیفتد.
بعضی از داستانهای نوجوان صرفاً جهت سرگرمی نوشته نشدهاند و در حقیقت به مسائل عاطفی، اجتماعی،جنسی و جنسیتی و ... میپردازند.
به مناسب روز جهانی زن، ۸ مارس (۱۸ اسفند) به معرفی چهار کتاب نوجوان میپردازیم. قهرمان اصلی این کتابها دخترکانی جسوراند که روایت زندگیشان سراسر مبارزه و شجاعت است.
معرفی کتاب با کفشهای دیگران راه برو
سالامانکا دختری است که تصمیم میگیرد راهی را که مادرش برای ترککردن او رفته است بپیماید. او سیزده ساله است و مادرش بهطور مرموزی ناپدید شده است.
او همراه پدربزرگ و مادربزرگش قدم به قدم مادرش را دنبال میکند. سال، در طول نبودن مادرش پیغامها و کارت پستالهایی از او دریافت میکرد که تمامشان را در این سفر یک هفته ای به همراه دارد.
ما به عنوان مخاطب از ابتدا تا اواسط داستان درتعلیق هستیم و مدام در حال قضاوت کردن شخصیتهای کتاب. این بازی از مهمترین ویژگیهای این کتاب است و همین باعث شوکه شدن مخاطب در اواسط کتاب میشود. این تصمیم و جستجوی سالامانکا و کنجکاوی او تا پایان داستان همراه ما ست و در نهایت با حقیقتی روبهرو خواهیم شد که تمام افکارمان فرو میریزد و به اصل داستان «باکفش های دیگران راه برو» میرسیم.
شجاعت سالامانکا برای کشف راز داستان باعث دلهرهی مخاطب نیز میشود و نویسنده به خوبی از پس انتقال احساسات به مخاطب برآمده است.
«با کفش های دیگران راه برو» کتابی آموزنده برای نوجوانان و همچنین بزرگسالان است.
بخشهای از کتاب با کفشهای دیگران راه برو
انسان نمیتواند از پرواز پرندههای اندوه بالای سرش جلوگیری کند، اما میتواند جلو آنها را بگیرد تا در موهایش آشیانه نکنند.
اگر مردم از تو انتظار شجاعت دارند، وانمود کن شجاع هستی، حتی زمانی که ترس تا مغز استخوانت نفوظ کرده است.
من با درختها حرف می زدم و همه چیز را از آنها میخواستم، این کار از این که مستقیم از خدا بخواهم راحتتر بود. تقریباً همیشه یک درخت نزدیکم بود.
دربارهی شارون کریچ نویسنده کتاب
شارون کریچ، نویسندهی آمریکایی، در ۲۹ جولای سال ۱۹۴۵ در اوکلید جنوبی اوهایو به دنیا آمد. کریچ در سال ۱۹۹۵ برای کتاب «با کفشهای دیگران راه برو» برندهی مدال نیوبری در آمریکا شد. کتاب «سرگردان» او نیز در سال ۲۰۰۱ در فهرست افتخار جایزهی نیوبری بود و کتاب دیگرش «Ruby Holler» در سال ۲۰۰۲ مدال کارنگی را از آن خود کرد.
معرفی کتاب مقررات
کاترین، ۱۲ ساله است. او یک برادر به نام دیوید دارد که مبتلا به اوتیسم است. والدینش برای خرج زندگی مجبورند پا به پای هم کارکنند تا بتوانند از پس هزینههای دیوید بر بیایند.
کاترین مسئولیت نگهداری و مراقبت از دیوید را برعهده دارد و یک شیوهی تربیتی برای برادرش ساخته است! او مقرراتی ساده وضع کرده که دیوید بتواند راحت تر ارتباط برقرار کند و باعث آزار خود و دیگران نشود.
کاترین عاشق نقاشی است. روزی وقتی دیوید را به کلینیک برده است، پسری را همراه مادرش میبیند که پسر روی ویلچر است. کاترین مشغول به نقاشی کردن از پسر می شود، پسر این را میفهمد و مخالفتش را فریاد میزند! این اولین ملاقات کاترین و اوست. پسری که بعدها دوستش خواهد داشت و برای او هم کارتهایی نقاشی میکند که به وسیلهی آنها راحتتر خشم خود و یا احساسات دیگرش را ابراز کند.
کاترین با وجود سن کمی که دارد بسیار باهوش و شجاع است. میداند چگونه محبتش را ابراز کند. میداند چه زمان خجالت بکشد و چه زمان از دید آدمها پنهان شود. زندگی او زندگی سختی است و او قهرمانانه پیش میرود.
نگاه نویسنده از نگاه خواهر یک فرد اوتیستیک نگاهی نوست. چرا که اصولاً خواهر و یا برادرهای افراد با نیازهای ویژه نادیده گرفته میشوند و این کتاب مثال واضحی برای والدین افراد اوتیستیک است.
بخشی از کتاب مقررات
«مقرراتی که دیوید باید رعایت کند:
موقع جویدن دهانت را ببند.
اگر از کسی چیزی میگیری از او تشکر کن حتی اگر او را دوست نداشتی.
جواب سلام مردم را با سلام بده.
اگر نمیخواهی جواب مردم را بدهی با یک سوال بیربط حواسش را پرت کن.
فکر نکن تمام چیزهای مهم با ارزش هستند.
اگر در دستشویی بسته بود در بزن.به خصوص وقتهای که کاترین مهمان دارد.
بعضی وقتها مردم بهت میخندن چون دوستت دارن، بعضی وقتها بهت میخندن چون میخوان اذیتت کنن.»
دربارهی سینتیا لرد نویسنده کتاب
سینتیا لرد متولد نیوهمپشایر در آمریکا است. رمان «مقررات» اولین کتاب این نویسنده است. او از کودکی شعر میسروده و در خیال داستان پردازی میکرده. او صاحب همسر و دو فرزند است، یک دختر و یک پسر. پسر این نویسنده، بیماری اوتیسم دارد.
معرفی کتاب خانهی خودمان
داستان از زبان کیتی روایت میشود که از همان ابتدا شاهد رابطهی صمیمانهی او با خواهرش لین هستیم.
کیتی خواهرش لین را بیشتر ازهر چیزی در دنیا دوست دارد و این احساس دو طرفه است. کیتی فقط راوی ماجرا است و قهرمان اصلی «لین» خواهر اوست. او ذهنی بلندپروازانه دارد و برخلاف کیتی چندین و چند نقشه برای آیندهاش ریخته است. لین میخواهد در آینده به دانشگاه برود. رشتهی موشک سازی بخواند یا نویسندهی مشهوری شود.
او به کیتی میگوید: «بالاخره یک روز پولدار میشویم و برای پدر و مادرمان هفتتا خانه میخریم. اما قبل از آن، پدر و مادرمان برای ما یک خانه میخرند.»
لین، شطرنجباز حرفهای بود و در اولین دست از اولین بازی اش میبرد! از نطر کیتی او نابغه است.
لین فرهنگ لغت مخصوص به خودش را دارد و کلمات برایش خیلی جذاباند. هر کلمهای را که در دفترش مینویسد به کیتی هم میآموزد.
مادرشان زن بسیار سختگیری است و به آنها گفته قصد دارد برای تحصیل آنها را به ژاپن بفرستد تا ظرافت و زنانگی یاد بگیرند! این تناقض فرهنگی بین زنان آن خانه نشاندهندهی این است که گاهی این خود زنان هستند که برای خود و فرزندان دخترشان محدودیت میسازند و ناخودآگاه سعی دارند تمام چالشهای نسل قبل را به نسل پس از خود انتقال دهند.
لین اما دختری است جسور، بلندپرواز، صادق و اهل تجربه.
اما مسیر داستان جور دیگری پیش می رود و راوی(کیتی) به درست ترین شکل آن را روایت میکند.
روایت این کتاب از زمان گذشته آغاز میشود. بعد روایت به زمان حال برمیگردد. نویسنده علاوه بر داستانسرایی به این سبک، هدف دیگری را نیز دنبال میکند. تا جایی که با تمام شدن داستان و فصلهای انتهایی شاید به آغاز داستان برگردیم و دوباره صفحههای ابتدایی را بخوانیم. نویسنده به ما لذت کشف را با سبک روایت خود هدیه داده است.
بخشی از کتاب خانهی خودمان
سخنرانیام اینطور بود:
« خواهرم، بهترین دوست من بود. او یک نابغه بود و هر زمان که میخواستم، در انجام تکالیف درسی مدرسه به من کمک میکرد. او میخواست به دانشگاه برود و قصد داشت در بالاترین طبقهی ساختمانی بلند و مرتفع زندگی کند و به احتمال زیاد در شیکاگو.
به خاطر عشق و علاقهی زیادی که به دریا داشت می خواست در آینده، در خانهای لب دریا، در کالیفرنیا زندگی کند. گرچه هرگز آنجا را ندید. او میخواست برای پدر و مادرمان هفت خانه بخرد، البته اگر آنها دوست داشتند. و دلش میخواست محقق و دانشمند صنایع موشکسازی، یا نویسندهای مشهور بشود.
او میخواست در جهان بهترین باشد و در همهی امور سرآمد دیگران و در اوج و البته قصد داشت همیشه کنار خانوادهاش بماند. و این یکی از مضمونهای زندگی خواهر من بود.»
دربارهی سینتیا کادوهاتا نویسنده کتاب
سینتیا کادوهاتا نویسندهی ژاپنیتبار در سال ۱۹۵۶ در شیکاگو به دنیا آمد. او مدتی به عنوان پیشخدمت، منشی، تایپیست و مسئول فروش مشغول به کار بود و سرانجام تصمیم گرفت نویسنده شود.
خانهی خودمان اولین رمان کادوهاتا برای نوجوانان بود که در سال ۲۰۰۵ مدای طلای نیوبری را برایش به ارمغان آورد.
معرفی کتاب پیک هوایی کیکی
«کیکی» نام دختری است که از یک پدر معمولی و یک مادر جادوگر زاده شده. او که در آستانهی ۱۳ سالگی است باید انتخاب کند که میخواهد کدامیک از این دو عنوان باشد. او جادوگری را انتخاب می کند و به همراه گربهی سیاهش جی جی راهی سفر میشود. در شبی که ماه کامل است کیکی از پدر ومادرش خداحافظی می کند و به سمت یادگیری جادو راه میافتد. او در مسیر و در طول داستان دوستانی پیدا میکند و سرانجام به عنوان پیکپرنده در یک شیرینیفروشی مشغول به کار میشود. او با جارویش سفارشها را به مردم تحویل میدهد و صاحب شیرینی فروشی نیز علاوه بر حقوق، اتاقی برای زندگی به او و گربه اش میدهد.
کیکی وسایل اتاق را به تنهایی تهیه میکند و زندگی خود را میسازد.
داستان از ابتدا به اهمیت تصمیمگیری و استقلال نوجوانان اشاره میکند؛ به توانایی زندگی در شرایط دشوار و همچنین مستقل بودن جنس زن و توانایی کار کردن، مهاجرت، تنها سفر کردن.
نویسنده برابری جنسیتی را در این جهان تک جنسیتی، بیش از دو دهه قبل نوشته است و همین کتاب پیک پرنده کی کی را حائز اهمیت میکند.
هایائو میازاکی و استودیو گیبلی در سال ۱۹۸۹ انیمیشنی بر اساس کتاب پیک پرنده کیکی ساختند که با استقبال فراوانی روبهرو شد. همچنین کمپانی والت دیزنی پیکچرز در سال ۲۰۰۵ لایواکشنی را براساس این کتاب ساخت که فیلمنامهی آن را جف استاکول و سوزان مونتفورد نوشته بودند.
بخشی از کتاب پیک هوایی کیکی
وقتی دختر یک جادوگر و انسانی معمولی پا به سن ده سالگی میگذارد، خودش تصمیم میگیرد که طبق رسوم و سنتهای خانوادگیاش پیش برود و به عنوان یک جادوگر زندگی کند یا نه. اگر دختری این راه را انتخاب میکرد، خیلی سریع جادوی مادرش را یاد میگرفت و میتوانست در سیزده سالگیاش، شبی را که هلال ماه کامل میشود، به عنوان روز بلوغ خود انتخاب کند.
دربارهی ایکو کادونو نویسنده کتاب
ایکو کادونو، نویسندهی ادبیات کودکان، کتابهای تصویری، داستانهای غیر داستانی ژاپنی است. معروفترین اثر او سرویس تحویل کی کی (Kiki’s Delivery Servise) است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. او در سال ۲۰۱۸ جایزه هانسکریستین اندرسن را از آن خود کرد.
در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.