برگرفته از کتاب "عاشقانه" نوشته‌ی فریبا کلهر، نشر آموت

عاشقانه

عاشقانه
۲۰ مهر ۱۳۹۹
1 دقیقه مطالعه

موبایلش باز هم خاموش بود. اما من هی برایش پیامک فرستادم و وقتی امیدمو از دست دادم برایش نوشتم:

«خداحافظ. پیام‌های دیگر را می‌ریزم توی سطل زباله‌ی دلم.»

بنشین. بنشینی من بهتر و بیشتر احساس قصه‌گویی را دارم که دارد قصه‌ای تعریف می‌کند. ممنون. معلوم است که قصه‌ام را دوست داری و می‌خواهی بدانی چرا خال بانو موبایلش را خاموش کرده بود. اما هنوز تا رسیدن به این قسمت قصه باید صبر کنی. خنده‌ام می‌گیرد. انگار شده‌ام شهرزاد قصه‌گو و برای زنده ماندن، قصه را هیجان‌انگیزتر می‌کنم، هی هیجان‌انگیزتر! و تو هی به من مهلت می‌دهی، هی مهلت می‌دهی!

عاشقانه
متاسفانه این کتاب موجود نیست


فریبا کلهر، عاشقانه ، چاپ پنجم، نشر آموت

نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران
★ ★ ★ ★ ★
prev مطلب قبلی «چند هزار نفر توی این فنجان چای خورده‌اند؟» مطلب بعدی زبانی که برای هیچ کس قابل‌درک نبود prev

سوالات متداول

نشر اموت .
سال 1397 منتشر شده است .
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
مطالب پیشنهادی
بر اساس:
دسته‌بندی ناشر
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی