احتمالا گم شده‌ام

برگرفته از کتاب "احتمالاً گم شده ام" نوشته 
سارا سالار، 
نشر چشمه

سه شنبه ۴ دی ۱۳۹۷

صدای زنگ تلفن ترتیب مغزم را میدهد. دستم را بیخودی طرفش دراز میکنم، تا قبل از این که مغزم روی تخت ولو شود، صداش را کم کنم…؛میرود وی پیغام گیر…؛ کیوان است. میخواهد بداند خانه هستم یا نه. جواب نمیدهم. سرم را که از روی بالش بلند میکنم، تازه میفهمم چه قدر سنگین است از لا به لای بخار توی سرم، به ساعت میز نگاه میکنم. ساعت ده است یا یازده یا دوازده؟ چه اهمیتی دارد؟ سعی میکنم دیشب را به خاطر بیاورم

و چه عجیب است این ته دل که وقتی چیزی را ازش بخواهی به همان طرف می کشاندت، که وقتی چیزی را ازش تمنا می کنی به همان سمت می چرخاندت، که اگر از ته دل احساس کنی تنهایی، که اگر از ته دل بخواهی دوستی را، دوستی که فقط مال خودت باشد که مثل خودت نباشد .

سال هاست که به من اعتماد دارد، و این اعتماد همین‌جور به آدم می چسبد و جسبش بعد از این همه سال آدم را زخمی میکند و زخمش سوراخ می شود و سوراخش پر از عفونت و چرک.

بلافاصله فکر میکنم به این دلیل باید گفت که وقتی می گویی، یک آن احساس میکنی که هستی، که وجود داری، که از خودت می گویی،از مقصر بودنت، از نترسیدنت، از آن لذتی که می‌بری از گفتنش.

دکتر گفت:«نباید این قدر به گذشته فکر کنی.

نباید ٬ نباید٬ بی خود نبود که کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم این دکترهای روان شناس یا فکر می کنند آدم هیچی نمی داند یا فکر می کنند اگر می داند خب پس باید کارهاش دست خودش باشد.

مثلا اگر می دانی نباید این قدر به گذشته فکر کنی٬ فکر نکن دیگر٬ و اگر نمی دانی نباید این قدر به گذشته فکر کنی٬ بدان و بعد فکر نکن دیگر.به همین راحتی یکی نیست بگوید آقا من به گذشته فکر می کنم و می دانم نباید به گذشته فکر کنم و باز هم به گذشته فکر می کنم.

دکتر گفت:« نباید این قدر به گذشته فکر کنی.»

گفتم:« انگار یک چیزی را جایی در گذشته جا گذاشته ام.» 

»اَه، اَه، اَه، مرده شور هر چه معذرت خواهی است توی دنیا ببرند، چرا آدم می توانند به این راحتی به نقش خودشان توی زندگی فاتحه بخوانند؟ اصلا حاضر نیستم یک کلمه ی دیگر گوش کنم، 


دلــــم تنگ نیست، دلم برای هیچ چیز توی این دنیا تنگ نیست

مدت‌هاست دیگر وقتی کسی کسی را ول می کند نمی توانم بگویم متاسفم

تصور این‌که کسی آن‌جا دارد دنبالم می‌گردد قشنگ‌تر از این است که پیدام کرده باش

احتمالا گم شده ام

احتمالا گم شده ام

نویسنده: سارا سالار ناشر: چشمه قطع: شمیز,رقعی نوع جلد: شمیز قیمت: 14,000 تومان

میم

لام

بر سنگ فرش خیس شانزه لیزه

مولود قضات ,
42,000 تومان

پیاده

بلقیس سلیمانی ,
28,000 تومان

تاریکی معلق روز

زهرا عبدی ,
48,000 تومان

آداب دنیا

یعقوب یادعلی ,
16,000 تومان

ها کردن

پیمان هوشمند زاده ,
7,500 تومان

احتمالا گم شده ام

سارا سالار ,
14,000 تومان