هجرت از جهان زندگی به دیدار مرگ در کوه جادو

یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷

واژه‎ی هجرت، بار معنوی ویژه‎ای دارد و ادبیات پر از لحظات هجرت‎گونه‎ای است که در آن قهرمان به جهان درون و معنویت کشیده می‎شود و از دنیای عینی و مادی می‎گریزد. 

توماس مان نویسنده کتاب کوه جادو،  با همین نگاه شرایط ذهنی و  جسمانی یک بیمار را به عنوان پلی برای سیر به معنویت معرفی می‌کند. 


آسایشگاهی در کوهستان آلپ

هانس کاستورپ جوان، تازه مهندسی از خانواده‎ای تاجر در هامبورگ، سوار بر قطار، مسیری طولانی را از شهر خود تا اعماق کوهستان طی می‎کند تا در کنار فراغتی کوتاه، از پسرخاله‎ی بیمارش در آسایشگاهِ بین‌المللی برگهوف در کوهستان‎های آلپ دیدار کند. سفری سه‎هفته‎ای که به هجرتی هفت‎ساله می‎انجامد و او را از مهمان آسایشگاه به مقیم آن تبدیل می‌کند.

قهرمان داستان یک آدم بسیار معمولی

راوی اول داستان هشدار می‎دهد که داستانی که قصد روایت آن را دارد، داستان قهرمانی است که ویژگی خاص و شگفت‎انگیزی ندارد. به عبارت دیگر، قهرمان داستان یک آدم بسیار معمولی است. حتّی قرار نیست کار ویژه‎ و قهرمانانه‎ای انجام دهد. بلکه آن‎چه قهرمان قرار است در سیر رمانی طویل از سر بگذراند، گذشتن از مرزهای عادی و تثبیت شده‎ زندگیِ انسانی معمولی در نظام شهری و ورودش به حاشیه ماجراهای زندگی شهر است.

رمان کوه جادو گذر‌کردن از لایه‎ها و مرزهای جهانی شناخته شده به صحنه‌هایی از کوهستان، ارتفاعات، خلوت طبیعت، مناظر غریب و درک جدیدی از مفهوم گذر زمان است.

چند نکته درباب هانس جوان

ورود به آداب و برنامه‎ نوینی که در آسایشگاه حاکم است به مرور قهرمان را مجذوب خود می‎کند. زندگی متشکل از وعده‎های غذایی پر و پیمان، استراحت‎های روزانه، روابط عاشقانه، قدم زدن در جنگل، مباحثات فلسفی، آسایش لازم برای عمیق شدن در انبوه مضامینی از گیاه‎شناسی و زیست‎شناسی تا مفهوم اُپِرا، باعث می‌شود که کاستورپ جوان زندگی کارمندی در شهر را فراموش کند و او را در مسیر جدیدی پیش براند که مسیر معنویت و درون است. 

گرایش هانس کاستورپ به بیماری و مرگ ریشه در یتیم بودن در کودکی او دارد. از دست‎دادن مادر، پدر و پدربزرگش در کودکی و وضع سلامتی او، بهانه‎ی گرایشِ او به مرگ و معنویت بیماری است. او با قرار گرفتن در فضای کسالت آور آسایشگاه می‌پندارد که بیمار است و هفت سال در آن آسایشگاه مقیم می‌شود. و واقعیت آن است که آسايشگاه براي بيماران آن چنان لذت بخش است که کسي حاضر به خروج از آن نيست اما در باطن جز پوچي و بطالت در پي ندارد. 

در نهایت مرگ صورتی بیدارکننده برای قهرمان پیدا می‎کند و در نهایت وجهه‎ای دهشتناک و ناخوشایند از آن در دیدن روحِ یوآخیم، پسرخاله‎‎ مرحومش نمود می‎یابد. این دیدار پایانی با روحِ کسی که دیدار از او بهانه‎ آمدن کاستورپ به آسایشگاه بوده‎است، میل او را از مرگ به زندگی برمی‎گرداند. بازگشتی که در آستانه‎ی رویدادی مهیب و عالم‎گیر رخ می‎دهد. 

رمانِ کوه جادو با آغاز جنگ جهانی اوّل و کندن کاستورپ از آسایشگاه بعد از هفت سال و تصویر ناپدید شدنش درجبهه‎ی جنگ پایان می‎یابد. در سطور پایانی داستان چنین می‎خوانیم: ماجراجوئی‎های جسم و روح،  وجود ساده‎ات را تعالی بخشید

نگاه هجرت گونه توماس مان

سفر"هانس کاستورپ" قهرمان داستان به آسایشگاهی در کوهستان آلپ، از این بابت نوعی هجرت به حساب می‎آید که موضوع آن بیماری است: همانطور که در هجرت میل به بازگشت به وطن هست. قهرمان در موقعیت بیماری هیچ‎گاه نمی‎تواند میل به بازگشتن به زندگی  را به طور کامل از خود پاک کند.

در این داستان بیمار در دنیای پذیرش درد است دنیایی که با آیین‎های خود یک موقعیت بینابینی را بوجود می‌آورد که نویسنده از آن به عنوان ، مکانِ خلسه‎ای "بی‎نام و مشترک بین انسان‎ها" یاد می‌کند خلسه‌ای که ناشی از معنویتِ مقدّس بیماری و فضایی در  میانه‎ی زندگی و مرگ است.

یک مجادله بین گرایش به بازگشت به سلامتی  و موقعیت تارِک دنیایی بیمار بوجود می‌آید.  بیماری نمادِ هجرتی درونی‌ای‌می‌شود که رو به سوی معنا و عشق و معنویت دارد و در برابر فرد بیمار جهانی است که در آن عقل، کار و مادیّت حکم می‎راند. 

در نتیجه بیماری در رمان کوه جادو، به عنوان وضعیتی ذهنی، عرصهای است که هجرت به معنویت را در میانِ جدالِ زندگی و مرگ ممکن میکند.

کوه جادو

کوه جادو

نویسنده: توماس مان ناشر: نگاه قطع: گالینگور,رقعی نوع جلد: گالینگور قیمت: 50,000 تومان

میم

لام

انسان بی نقص

مایکل سندل ,
14,000 تومان

بازمانده روز

كازوئو ایشی گورو ,
30,000 تومان

تبار شناسی خاکستری است

عادل مشایخی ,
17,000 تومان

انسان خداگونه

یووال نوح هراری ,
(تمام شد)

ژرمینال

امیل زولا ,
38,000 تومان