کتاب مرگ وزیر مختار

نویسنده: یوری نیکلایویچ تینیانوف

هنوز هیچ چیز روشن نبود.

به آرنج‌هایش تکیه کرد و بالاتنه‌ی خود را جلو کشید. در این حال، بینی و لب‌هایش شکل منقار اردکی را به خود گرفت.

چقدر عجیب بود! همچنان دراز کشیده بر تختخواب زمان نوجوانی‌اش، بی‌اختیار دنیایی از عادت‌های گذشته را بازیافته بود. هر روز صبح، درست به همین شکل گردن می‌افراشت و به سر و صداهای خانه‌ی پدری گوش فرا می‌داد.

آیا مادر برخاسته بود؟ یعنی پدر، هنوز هیچ نشده، لودگی را شروع کرده بود؟

به‌اشتباه سؤال تازه‌ای به مغزش خطور کرد: آیا اکنون عمو از در به درون می‌آمد و، تکیه‌داده بر عصا، تخت را تکان می‌داد تا بیدارش کند و بعد او را با خود به دید و بازدیدهایش ببرد؟

با عصایش دنبال چه می‌گشت؟

صفحه 19

افزودن به پاکت خرید 155,000 تومان

کتاب مرگ وزیر مختار

دیدگاه‌ها

ALI ۱۴۰۰/۰۹/۰۷

عالی

مطالب پیشنهادی

نشانگر صبح

مروری بر کتاب خروس نوشته‌ی ابراهیم گلستان

سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم

معرفی کتاب سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم، آخرین کتاب ماریو بارگاس یوسا

ترس را بترسان!

معرفی کتاب کودک ترس‌های من نوشته‌ی ایزابل فیلیوزت

کتاب های پیشنهادی

افزودن به پاکت خرید 155,000 تومان